ملا نصرالدین

یک روز ملا نصرالدین با یکی میخواستند از یک پل رد بشوند  ملا به اون میگه بذار من اول رد بشم واگرنه همان کاری را که با نفر قبلی کردم با تو هم میکنم اون مرد میترسه و میذاره ملا اول بره بعد که به اون طرف پل میرسن اون مرد از ملا میپرسه با نفر قبلی چه کار کردی ملا میگه :هیچی اول گذاشتم اون رد بشه بعد خودم رد شدم!

تعداد صفحات : 3
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد